ایام فاطمیه
بسم الله الرّحمن الرّحیم سلام علی جون من دیگه مطمئن شدم که علی جون منی!وقتی 7فروردین با خاله جونت رفتیم سونو و خاله ت فهمید علی جونی انقد خوشحال شد که دکتر ازش مژدگونی خواست باباییت شیراز کار داشت و ما رو گذاشت قزوین و حدود 12 روز تنهامون گذاشت،با وجود اینکه مامان جون باباجون و خاله جونت حسابی هوامونو داشتن و نمیذاشتن بهمون بد بگذره اما من و تو خیلی از نبودن باباییت اذیت شدیم و من سر هرچیزی بهونه میگرفتم اما اون اصلا متوجه نمیشد که گیر کار کجاست وسایل ضروری سیسمونیتو خریدیم و من نذاشتم مامان جونت چیزای غیرضروری رو برداره چون تو از الان باید قناعتو یاد بگیری و ساده زندگی کنی تا بعدا بتونی آدمای پایینتر از خو...
نویسنده :
مامان زمینی
15:39







